دورتر از كلبه ء آرزو
سرزميني است كه در آن آب سبز است
دشت و دريا سبز است
من از دريچه ء چشمان تو جهان را مي نگرم
گاه برمي گردم به درون خود
دلم از اين تيرگي ها مي گيرد
وسعت عشق را ميبخشم به وسعت سبزيها
من بهار را , عشق را سبز ميكنم
همه هستي سبز است
بيا ما هم سبز شويم
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر