اینان تمامی راه ها و روزنه های هرگونه اعتراض و بروز حرف مخالف را بستند و اگر هم هنوز صدایی بود خفه کردند.
در هرحال آنچه که باعث تعجب من شده است، نادانی و کج فهمی بیش از انتظاری است که از این دوستان میبینم!آیا بالواقع گمان کرده اند با این حرکت می توانند صداهای مخالف را خفه کنند؟آیا جلوگیری از حضور این افراد در محیطی مثل دانشگاه مانع از گردهم آمدن آنها در محیط هایی دیگر می شود؟
آیا اینان متوجه نمی شوند؟ این اقدامات و حرکات ناشیانه تا کی؟ آخر نادانی تا چه حد؟ خاموش کردن صداها به این نحو تا چه زمانی میسر است؟
با یک حساب سرانگشتی هم می توان به این نتیجه رسید که این حرکت نه تنها سودی ندارد که عاقبتی ناگوار تر را برای اینان فراهم می آورد!شاید گمان برده اند تاریخ استثنا قائل خواهد شد و سرنوشت اینان جدای از دیکتاتوران سابق و فعلی رقم خواهد خورد؟
گویی واقعاً خود دروغهای خود را باور کرده اند که تمامی این اقدامات در راه حفظ این شبکه است و خدا هم طرف آنهاست! چه غافلند اینان که گویی نمی دانند سنت خدا تغییرناپذیر است و هر ظالمی عاقبت رفتنی است. از بعد دینی هم اگر نخواهیم اینگونه سخن برانیم،مسیر روند تاریخ مبین این روند است کما اینکه انسان امروزی به این حقیقت ایمان دارد آزادی حق اوست و کسی حق ندارد او را از آنچه که حق اوست محروم بدارد و این منطق در تجربه بشر کنونی محکوم به شکست است.
اگر ما می خواهیم صدای همه شنیده شود،اگر این حاکمیت تک صدایی را رد می کنیم و خواهان دموکراسی هستیم،اول می بایست از خودمان شروع کنیم و سعی مان بر آن باشد که قواعد بازی را از اکنون تمرین کنیم!اگر ما اکنون خواهان شنیدن صدایمان هستیم پس باید تحمل شنیدن نظرات دیگران را نیز داشته باشیم!اگر غیر از این کنیم چه تضمینی وجود دارد که فردا روزی که این حرکت به بار نشست دوباره همان رفتارها و خفه کردن صداها تکرار نشود؟بهتر است کمی با منطق جلو رویم و تنها ادعای آزاد اندیشی نداشته باشیم.و در عمل آن را نشان داده و تمرین کنیم! نه اینکه به محض پیروزی در انتخاباتی داخلی که حرکتهایی ناشایست نیز در آن صورت گرفت ، یکی یکی افراد دلسوز را از این شبکه حذف کنیم و به جای آنها رذالت پروری کنیم.
به زودی نوشتارهایی مکمل این نوشتار ارائه مینمایم.
در هرحال آنچه که باعث تعجب من شده است، نادانی و کج فهمی بیش از انتظاری است که از این دوستان میبینم!آیا بالواقع گمان کرده اند با این حرکت می توانند صداهای مخالف را خفه کنند؟آیا جلوگیری از حضور این افراد در محیطی مثل دانشگاه مانع از گردهم آمدن آنها در محیط هایی دیگر می شود؟
آیا اینان متوجه نمی شوند؟ این اقدامات و حرکات ناشیانه تا کی؟ آخر نادانی تا چه حد؟ خاموش کردن صداها به این نحو تا چه زمانی میسر است؟
با یک حساب سرانگشتی هم می توان به این نتیجه رسید که این حرکت نه تنها سودی ندارد که عاقبتی ناگوار تر را برای اینان فراهم می آورد!شاید گمان برده اند تاریخ استثنا قائل خواهد شد و سرنوشت اینان جدای از دیکتاتوران سابق و فعلی رقم خواهد خورد؟
گویی واقعاً خود دروغهای خود را باور کرده اند که تمامی این اقدامات در راه حفظ این شبکه است و خدا هم طرف آنهاست! چه غافلند اینان که گویی نمی دانند سنت خدا تغییرناپذیر است و هر ظالمی عاقبت رفتنی است. از بعد دینی هم اگر نخواهیم اینگونه سخن برانیم،مسیر روند تاریخ مبین این روند است کما اینکه انسان امروزی به این حقیقت ایمان دارد آزادی حق اوست و کسی حق ندارد او را از آنچه که حق اوست محروم بدارد و این منطق در تجربه بشر کنونی محکوم به شکست است.
اگر ما می خواهیم صدای همه شنیده شود،اگر این حاکمیت تک صدایی را رد می کنیم و خواهان دموکراسی هستیم،اول می بایست از خودمان شروع کنیم و سعی مان بر آن باشد که قواعد بازی را از اکنون تمرین کنیم!اگر ما اکنون خواهان شنیدن صدایمان هستیم پس باید تحمل شنیدن نظرات دیگران را نیز داشته باشیم!اگر غیر از این کنیم چه تضمینی وجود دارد که فردا روزی که این حرکت به بار نشست دوباره همان رفتارها و خفه کردن صداها تکرار نشود؟بهتر است کمی با منطق جلو رویم و تنها ادعای آزاد اندیشی نداشته باشیم.و در عمل آن را نشان داده و تمرین کنیم! نه اینکه به محض پیروزی در انتخاباتی داخلی که حرکتهایی ناشایست نیز در آن صورت گرفت ، یکی یکی افراد دلسوز را از این شبکه حذف کنیم و به جای آنها رذالت پروری کنیم.
به زودی نوشتارهایی مکمل این نوشتار ارائه مینمایم.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر