۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۴, جمعه

برای تو که این روزها بد دلتنگت هستم

در شبان غم تنهایی خویش
عابد چشم سخنگوی توام
من در این تاریکی
من در این تیره شب جانفرسا
زائر ظلمت گیسوی توام
گیسوان تو پریشانتر از اندیشه من
گیسوان تو شب بی پایان
جنگل عطرآلود
شکن گیسوی تو
موج دریای خیال
کاش با زورق اندیشه شبی
از شط گیسوی مواج تو من
بوسه زن بر سر هر موج گذر می کردم
کاش بر این شط مواج سیاه
همه عمر سفر می کردم..

تو گل سرخ منی
تو گل یاسمنی
تو چنان شبنم پاک سحری ؟
نه
از آن پاکتری
تو بهاری ؟
نه
بهاران از توست
از تو می گیرد وام
هر بهار اینهمه زیبایی را
هوس باغ و بهارانم نیست
ای بهین باغ و بهارانم تو

” چه کسی باور کرد
جنگل جان مرا
آتش عشق تو خاکستر کرد ؟ “

حمید مصدق

(تیتر : برگرفته از وبلاگ سعید نورمحمدی)

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر