۱۳۸۸ بهمن ۲۴, شنبه

اهل حق

به نظرم چیزی ارزشمند تر از مبارزه برای "حق" نیست. عقل حکم می کند که قبل از آنکه، برای چنین مبارزه ای، این همه هزینه بپردازیم، سعی کنیم اول آن را به درستی بشناسیم... ارزشش را دارد...
به این نتیجه رسیدم که حق و باطل را با میزان قدر و شخصیت افراد نمی توان شناخت، پس در ابتدا در آن موضوع خاصی که دنبال میکردم در این چند روز اخیر فهمیدم که برخی از افراد نزدیک به خودم را پالایش کنم و دوری از آنها را بهترین روش پالایش خود می دانستم.
از اینجا معلوم می شود، چقدر فراوانند افرادی كه شعارشان آزادی است و اما روحشان روح آزاد نیست چرا كه افرادی ظاهر نگر و بی منطق هستند. در حالیكه مسیر اصلاحات همانند روح آن ، تعقیب حق طلبی استو در نهایت اینکه حق و درستی مانند خورشید است و پشت ابر نمی ماند، تا رسوا نشده اید توبه کنید به دریا بپیوندید
در اینجا به این کلام مولا علی بسنده میکنم که : اول حق را بشناس تا اهل آن را بشناسی و باطل را نیز بشناس،‌ اهل آن برایت آشكار می گردد.
از درون شب تار مي شكفد گل سرخخنده بر لب گل خورشيد كندجلوه بر كوه بلنداين سردي زمستان گذرد در پيش پيك بهاربا هزاران گل سرخ بي گمان مي آيد

اخلاق در سیاست

بسیار جالب هست ، چند وقتی هست که یکی از به ظاهر دوستان سابق به ناسزا گویی در نظرات وبلاگ من مشغول هست ، آن هم روزی دو بار ، بنده هم که همه مطلع هستید بچه مثبتی بیش نیستم بلافاصله حذف میکنم تا احیانا چشم گوش شما خوانندگان باز نشود.
دوست نمای سابق شما دقیقا مانند کسانی که به ظاهر مخالفشان هستی ، سیاست را با لمپنیسم و رذالت برابر میدانی ، دروغ گویی را روش روزمره خود کرده ای ، شجاعت خود را در عربده کشی میبینی ، فقط شجاعت و شرافت و اخلاق را از پشت تریبون ها فریاد میزنی ، اما دریغ از این که یکی از این خصلتها را داشته باشی ،کماکان میگویم که تو بسیار ضعیف هستی و پشت اين همه تهديد و ارعاب بيش از آنكه قدرت و اقتدار واقعي نهفته باشد، ترس نهفته است. كسي هستی كه بيش از همه تهديد مي كند، بيش از همه مي ترسد و اميد به اين بسته كه طرف مقابل از تهديدهايش بترسد و عقب نشيني كند. ولي واقعيت اينجاست كه تو امكان و حتي شجاعت اجراي كامل و وسيع تهديدات را هم نداری و با این اوصاف میگویم که تو و امثال تو آفت های جامعه و ملت و منش اصلاح طلبی هستید.
به قول یکی از دوستان دیکتاتورهای درون یا به قول مولانا خصم درون را نباید نادیده گرفت. مسبب بسیاری از بن بستهای سیاسی همین گرگان در لباس میش هستند.کمی اخلاق مدار باش، البته همین عدم اخلاقمندی تو باعث شده که حرفهایت نیز در میان تعداد انگشت شمار مخاطبینت نیز اندک وزن خودشان را از دست بدهند.
اینها را مینویسم تا بقیه دوستان واقعی اطرافت هم این خصایص را مقایسه کنند و دریابند که شخصیت واقعی تو چیست و کیستی!!!
بازهم به تو و امثال تو توصیه میکنم به راه اصلاح طلبی واقعی برگردید تا به حذف شدن از دایره اصلاحات مبتلا نشده اید . دیگر هم تا وقتی که پشیمان نشده اید اسم مرد اخلاق را هم به زبان نیاورید.



سید محمد خاتمی:
علی علیه السلام هرگز اخلاق را فدای سیاست ورزی نکرد

دوران ماکیاول تمام است

این نوشتار دو مخاطب دارد ، که یک طرفش به برخی از دوستان سابق به ظاهر اصلاح طلب خودم برمیگردد که تعداد بسیار قلیلی هستند و به تعداد انگشتان یک دست هم نمیرسند و مدعی اصلاح طلبی هستند، ولی از هر راهی برای رسیدن به هدفشان استفاده میکنند ، ( یا به قول سیاست مدارها ماکیاولیست هستند ) و روی دیگرش هم با ... ، که دیگر کیست که نداند ...
بزرگترين پيروزي خودم شكستن اقتدار ترس بود. منی كه با دست خالي و بدون حامی مقابل سنگين ترين حملات و فشارهاي برخی به ظاهر دوست و تعدادی اقتدارگرا ايستادگي كرده و آنها را در هم شكسته و عقب راندم، و قلب اقتدار کسانی را هدف گرفتم كه شاه بيت اقتدارشان يك چيز است : ترس آفريني.
کسانی که میگویند برای رسیدن به هدفشان هر وسیله ای توجیه پذیر است ، و رفاقت را خارج از سیاست میدانند و برای اینکه جلوی پیشرفت کسی را بگیرند از هیچ تهمتی دریغ نمیکنند ،کسانی که به هر عملی از قبیل کشتار، خیانت، ترور، تخلف و ... دست میزنند و هرگونه شیوه‌ای حتی منافی اخلاق و شرف و عدالت و مردانگی برای رسیدن به هدفشان روا می‌دارند و آنگاه به بعضی ها هم میگویند دیکتاتور ، چه بسا که خودشان دیکتاتور زمانه هستند.
این کارها بر علیه من و میلیونها امثال من ،پله آخر كساني است كه از سياست تنها "النصر بالرعب" را آموخته اند.ولي پشت اين همه تهديد و ارعاب بيش از آنكه قدرت و اقتدار واقعي نهفته باشد، ترس نهفته است. كسي كه بيش از همه تهديد مي كند، بيش از همه مي ترسد و اميد به اين بسته كه طرف مقابل از تهديدهايش بترسد و عقب نشيني كند. ولي واقعيت اينجاست كه اینان امكان و حتي شجاعت اجراي كامل و وسيع تهديداتشان را ندارند.
کما فی السابق میگویم که دوستان به ظاهر اصلاح طلب و اقتدارگرایان بی منطق ، تنش و دروغ و خشونت وسيع هزينه سنگيني را به شما تحميل خواهد كرد. از ريزش و مسئله دار شدن طرفدارانتان که کاملا مشهود است تا آبروريزي بيشتر و بن بست كامل در روابط سیاسی تان.
همه وقايع ماههاي اخير تجربيات ژرف و استثنائي اي را در حوزه هاي روانشناسي فردي و جمعي براي بنده و سایر اصلاح طلبان واقعی و حامیان جنبش سبز به ارمغان آورده است.در هم شكستن اين ترسهاي دروني، روح سبزها را پالايش مي كند و زيستشان را شفاف و روشن مي سازد.
دوستان سابقم کماکان خودم را اصلاح طلب معرفی خواهم کرد و به شما نیز توصیه میکنم که به شعار "چه کسی میخواهد من و تو ما نشویم" عمل کنید که اتحاد رمز پیروزیست و به راه اصلاح طلبی واقعی برگردید تا به حذف شدن از دایره اصلاحات مبتلا نشده اید .
و خطاب به اقتدارگرایان میگویم که به خواسته های قانونی ما تن بدهید تا اینکه به بن بست نرسیده اید.

آزادی


قبل از هر چيزي آزادي يعني در زندان نبودن پس "اللهم فک کل اسیر"تقریباً بیست و دو ساله بودم که احساس می کردم نیاز به یک تغییر و تحول جدی و اساسی دارم، نمیدونستم اون تغییرچیه؟ کجاست؟ چه جوریه؟ اما نیازش رو در خودم احساس می کردم.تا اینکه بعد از کلی اعصاب خوردی و کلنجار فهمیدم من بدنبال کلمه ای بنام "حقیقت" هستمحقیقت همه چیز! اینکه من کی هستم، چی هستم، از کجا اومدم، به کجا میرم؟ هدفم از زندگیم چیه؟ خدا کیه؟ پیامبر کیه؟ خوب چرا خوبه؟ بد چرا بده؟ و چرا خیلی از اتفاقات در زندگیم روی داده و و وعطش وصف ناپذیری برای فهمیدن معنای حقیقی زندگیم داشتم و هیچ چیز منو قانع نمیکرددر همه چیز، در جزئی ترین مسائل زندگیم فکر میکردم، بدنبال دلیل و حقیقت اون مسئله بودم،تا اینکه به معنای "آزادی" رسیدم، فهمیدم که حقیقت خوبی به آزادانه انجام شدنش هست و حتی بدی که از روی جبر باشه بدی نیست! فهمیدم حقیقت خدا در آزادانه انتخاب کردنش هست، و خلاصه همه چیز رو در آزادی دیدم، اونوقت بدنبال آزادی گشتم، معنای واقعی آزادی!یکی می گفت، آزادی اینه که هرجور دلت بخواد لباس بپوشی، یکی می گفت: آزادی اینه که هر کاری دلت بخواد انجام بدی، هر کسی بسته به شخصیت خودش آزادی رو تعریف می کرد اما باز هم برای من قانع کننده نبود، تا اینکه از یک مقطع خاصی از زندگیم آزادیم ازم گرفته شد و انوقت تازه معنای واقعی آزادی رو فهمیدم!به نظر من:آزادی یعنی شهامت! یعنی از موقعیت کاریت نترسی و اگر خلافی می بینی تذکر بدیآزادی یعنی صداقت! یعنی بدون ترس از واکنش طرف مقابل خطای خودت رو صادقانه بازگو کنیآزادی یعنی پایبندی به اعتقادات! یعنی بدون ترس از استحضا و حرفهای دیگران به اعتقاداتت عمل کنیآزادی یعنی رک بودن! یعنی بدون ترس و یا حقه بازی و یا پنهان کاری نظرت رو بگی اما به شرطي كه توهين نشه به كسيآزادی یعنی دروغ نگفتن به خود و دیگران!آزادی یعنی احترام به خود و دیگران!آزادی یعنی کمک به هرکسی براي انتخاب راه صحيحآزادی یعنی شادی محض!!!!!!!!!و تنها راه رسیدن به خدا در آزادی هست، درسته که به تعداد انسانهای روی زمین راه رسیدن به خدا وجود داره اما هیچ میدونی پس چرا کمتر کسی راه خودشو پیدا میکنه؟ چون انسانها آزادی رو از خودشون دریغ میکنند و اجازه نمی دهند روحشون مسیر خودش رو آزادانه انتخاب کنه خودشون رو پایبند، رئیس، حرفهای مردم، دخترخاله، پسرهمسایه، حتی مادر و پدر می کنند و آزادی رو از خودشون سلب می کنند،و من شاید تازه فهمیده باشم هدفم از زندگی چیه! چرا زنده ام و چرا بازی روزگار منو به اینجا رسونده! اما از اونجایی که عقلم تا چهل سالگی مهلت تکامل داره بازم میگم: شاید!با اندكي تغيير از وبلاگ : دل پاك

۱۳۸۸ مهر ۱۷, جمعه

راه سبز و نقش جنبش دانشجویی

دانشگاه همواره موتور محرکه تمامی حرکت‏ها و جنبش‏های مردمی آزادی طلب و تحول خواه بوده است. از 16 آذر 1332 که روز تولد جنبش دانشجویی در ایران بوده تا کوی دانشگاه و حوادث بعد از انتخابات اخیر که دانشجویان در لوای حرکتهای مردمی به علت تعطیلی دانشگاهها، اعتراضات خود را به دولت 9+1 نشان دادند. در طول اعتراضات و ناآرامی‏های مربوط به نتایج انتخابات ریاست جمهوری، یکی از نگرانی‏هایی که در جامعه ابراز می‏شد بالا گرفتن اعتراضات پس ازبازگشایی دانشگاه‏ها بود. این نگرانی بی‏مورد نبود و تقریبا از روز آغاز گشایش دانشگاه‏ها، همه‏ی دانشگاه‏های ایران کم و بیش دست‏خوش اعتراضات و تظاهرات هستند. در سه ماه گذشته دانشجویان فعالیت‏های سیاسی خود را در قالب حرکت‏های مردمی خودجوش پیگیری می‏کردند اما بازگشایی دانشگاه‏ها و حضور دانشجویان در محیط‏های دانشگاهی، زمینه‏ساز فضایی متفاوت از ماه‏های گذشته خواهد بود. موضوعی که این روزها دغدغه بسیاری از دانشجویان است این است که دانشجو میتواند چه بکند و نقش دانشگاه چیست.
با توجه به حوادثی که در این 4 ماه اخیر رخ داده به راحتی میتوان دریافت که کل حرکتهای خودجوش مردمی توسط شبکه های اجتماعی شکل گرفته از خود آنها اداره میشود که نسبت به حقوق پایمال شده خود معترض هستند. حرکات جمعی مردم ما تنها در دوران باروری، حیات و سرزندگی این شبکه‌ها به نتیجه می‌رسند. آن چیزی که از آن به عنوان جامعه‌ای زنده و فعال نام می‌بریم، جامعه‌ای که به صورت موثر، آگاهانه و خلاق نسبت به حوادث واکنش نشان می‌دهد و امكان استبداد و تخطي ساختارهاي قدرت از خواست‌ خود را از ميان مي‌برد ترکیبی تشکیل یافته از چنین شبكه‌ های قدرتمندي است و ما باید این شبکه های اجتماعی را در میان خود تقویت کنیم.
در حوادث اخیر دیدیم که این جمع های کوچک میتوانند کارهای بزرگی را انجام دهند و این را تنها مدیون این هستند که همه هدفی مشترک دارند. تشکیل هسته‏ها و حلقه‏های اجتماعی می‏تواند بهتر از هر جایی در دانشگاه ظاهر شود. تعلق به گروههای سنی نزدیک به هم، نزدیکی فکری، دغدغه‏‌های سیاسی اجتماعی و محیط مناسب دانشگاه همچنین آزادی نسبی فعالیت در محیط دانشگاهی، دانشگاه را به بهترین فضا برای تشکیل چنین هسته‌‏هایی تبدیل می‏کند.
پیش از انقلاب نیز انجمن‏های اسلامی در دانشگاه عملا نقش چنین هسته‌‏هایی را ایفا می‏کردند. اما اینک می‏توان با تشکیل حلقه‏ها و هسته‏های کوچک‏تر که می‏تواند در هر کلاس و متناسب با رشته تحصیلی شکل بگیرد زنجیره‏ای از این تشکلات را سازمان دهی کرد‏. البته باید به این نکته اساسی توجه نمود که همواره در میان دانشجویان هستند افرادی که تمایل به فعالیت‏هایی خارج از چارچوب قانونی دارند. بر این اساس مهمترین نکته در این میان رفتار در چارچوب قانون و تاکید بر خواسته‌‏های قانونی و استفاده حداکثری از ظرفیتهای قانون اساسی است. اگرچه با محدودیت‏های ایجاد شده بر سر راه فعالین دانشجویی موانع زیادی در این مسیر به وجود خواهد آمد اما تکثر این هسته‏‌ها و هم‏پوشانی یکدیگر و تاکید بر مطالبات مشترک قانونی سختی‏های راه را هموار خواهد کرد.
کلیت جنبش دانشجویی از جنبش سبز جدا نیست و ۶۰ درصد دانشجویان را نیز دانشجویان دانشگاه آزاد تشکیل می‏دهند. نقش دانشگاه های آزاد در فضای فعلی به دلیل گستردگی دانشگاه آزاد در سطح کشور و تعداد کثیر دانشجویان، بسیار اساسی است. دانشگاه آزاد در سال های قبل مورد کم لطفی رسانه ها و فعالین سیاسی بوده است. فعالین دانشجویی که نقش ارتباطی جنبش دانشجویی با رسانه ها را بازی می کنند می توانند با پوشش بیشتر به اخبار اعتراضات در دانشگاه های آزاد به فعال تر شدن دانشجویان دانشگاه آزاد و توجه بیشتر جامعه به دانشجویان فعال در این دانشگاه ها کمک کنند.
دانشگاه و جنبش دانشجویی همواره در طول تاریخ ما و خصوصا در این سال ها یک گام از جامعه جلوتر بوده است. پیشرو بودن دانشگاه اتفاقی نیست. از سویی ماحصل آرمان گرایی دانشجویان بوده و از سوی دیگر ماحصل فرصت و امکان دانشجویان برای آشنایی با دستاوردهای دنیای مدرن است. درجنبش سبز نیز جنبش دانشجویی می تواند پیشروباشد، گامی ازتوده های مردم جلوتربوده و خواسته هایی را مطرح کند که خواسته های بعدی جنبش سبز خواهد بود. در عین حال باید توجه داشت که این پیشرو بودن اگر بیش از یک گام باشد منجر به جدایی جنبش دانشجویی از مردم می شود وناگزیرتاثیرخود را از دست خواهد داد.
ما دانشجویان در این روزهای تاریخی که نقطه عطفی در مبارزات مردم کشورمان می باشد، با همه نیرو و با احساس همبستگی کامل، آنها را تا رسیدن به یک جامعه مردم سالاری واقعی یاری میکنیم.
پس نتیجه میگیریم اول اینکه هسته‏‌های دانشجویی می‏توانند به مهمترین و موثرترین ابزار رسانه‏ای جنبش راه سبز بدل شوند. دوم اینکه لازمه موفقیت هم صدایی در شعارهای مشترک است.
"هم خود صبر کنید و هم یکدیگر را به صبر و مقاومت سفارش کنید..." سوره آل‏عمران، آیه 200

۱۳۸۸ مهر ۱۶, پنجشنبه

منافق شش دانگ!!!

ثلاث من كن فيه فهو منافق، و ان صام وصلي، و زعم انه مسلم، و من كانت فيه واحد منهن، كانت فيه خلة من النفاق، من اذا حدث، كذب، و اذا وعد اخلف و اذا اؤتمن خان.
سه خصلت است كه اگر در كسي باشد شش دانگ منافق است، و اگر يكي از آن در وي باشد يك سوم نفاق را دارد و اگر دو تايش باشد دو سوم نفاق را دارد. اگر كسي حرف دروغ بگويد، خلف وعده كند و در امانت خيانت كند. (پيامبر اكرم ص)
در صحت اين حديث شك نكن كه آن را در كافي و بحار و وسائل، شيعه روايت كرده و در صحيح بخاري، صحيح مسلم، مسند احمد حنبل، سنن ابن ماجه و صحيح نسائي، سني.
واي بر تو! كه دروغ گفتي و به وعده‌هايت عمل نكردي و در امانتي كه ملت به تو سپرد خيانت كردي!
و واي بر ما! كه آنقدر كم‌لياقت شده‌ايم كه چون تو منافقي بر ما حكومت مي‌كند!

۱۳۸۸ مهر ۳, جمعه

سبز پرچم ماست

امروز بخواهیم یا نخواهیم سبز پرچم ماست و تنها وقتی این مبارزه را باخته ایم که آن را بر زمین بگذاریم . باید آن را به پرچم اصلاحات در ایران بدل کنیم و سبز بمانیم اگر در روزهای آینده همه مردم تنها جامه سبز از تن به در نکنند راه جدیدی گشوده خواهد شد ... این نماد مشترک ماست و می تواند سراغاز جنبشی اجتماعی بدون خشونت باشد ... باید همه باز دریابیم که بیشماریم و چشمهای جهان به ایران سبز دوخته خواهد شد