این نوشتار دو مخاطب دارد ، که یک طرفش به برخی از دوستان سابق به ظاهر اصلاح طلب خودم برمیگردد که تعداد بسیار قلیلی هستند و به تعداد انگشتان یک دست هم نمیرسند و مدعی اصلاح طلبی هستند، ولی از هر راهی برای رسیدن به هدفشان استفاده میکنند ، ( یا به قول سیاست مدارها ماکیاولیست هستند ) و روی دیگرش هم با ... ، که دیگر کیست که نداند ...
بزرگترين پيروزي خودم شكستن اقتدار ترس بود. منی كه با دست خالي و بدون حامی مقابل سنگين ترين حملات و فشارهاي برخی به ظاهر دوست و تعدادی اقتدارگرا ايستادگي كرده و آنها را در هم شكسته و عقب راندم، و قلب اقتدار کسانی را هدف گرفتم كه شاه بيت اقتدارشان يك چيز است : ترس آفريني.
کسانی که میگویند برای رسیدن به هدفشان هر وسیله ای توجیه پذیر است ، و رفاقت را خارج از سیاست میدانند و برای اینکه جلوی پیشرفت کسی را بگیرند از هیچ تهمتی دریغ نمیکنند ،کسانی که به هر عملی از قبیل کشتار، خیانت، ترور، تخلف و ... دست میزنند و هرگونه شیوهای حتی منافی اخلاق و شرف و عدالت و مردانگی برای رسیدن به هدفشان روا میدارند و آنگاه به بعضی ها هم میگویند دیکتاتور ، چه بسا که خودشان دیکتاتور زمانه هستند.
این کارها بر علیه من و میلیونها امثال من ،پله آخر كساني است كه از سياست تنها "النصر بالرعب" را آموخته اند.ولي پشت اين همه تهديد و ارعاب بيش از آنكه قدرت و اقتدار واقعي نهفته باشد، ترس نهفته است. كسي كه بيش از همه تهديد مي كند، بيش از همه مي ترسد و اميد به اين بسته كه طرف مقابل از تهديدهايش بترسد و عقب نشيني كند. ولي واقعيت اينجاست كه اینان امكان و حتي شجاعت اجراي كامل و وسيع تهديداتشان را ندارند.
کما فی السابق میگویم که دوستان به ظاهر اصلاح طلب و اقتدارگرایان بی منطق ، تنش و دروغ و خشونت وسيع هزينه سنگيني را به شما تحميل خواهد كرد. از ريزش و مسئله دار شدن طرفدارانتان که کاملا مشهود است تا آبروريزي بيشتر و بن بست كامل در روابط سیاسی تان.
همه وقايع ماههاي اخير تجربيات ژرف و استثنائي اي را در حوزه هاي روانشناسي فردي و جمعي براي بنده و سایر اصلاح طلبان واقعی و حامیان جنبش سبز به ارمغان آورده است.در هم شكستن اين ترسهاي دروني، روح سبزها را پالايش مي كند و زيستشان را شفاف و روشن مي سازد.
دوستان سابقم کماکان خودم را اصلاح طلب معرفی خواهم کرد و به شما نیز توصیه میکنم که به شعار "چه کسی میخواهد من و تو ما نشویم" عمل کنید که اتحاد رمز پیروزیست و به راه اصلاح طلبی واقعی برگردید تا به حذف شدن از دایره اصلاحات مبتلا نشده اید .
و خطاب به اقتدارگرایان میگویم که به خواسته های قانونی ما تن بدهید تا اینکه به بن بست نرسیده اید.
بزرگترين پيروزي خودم شكستن اقتدار ترس بود. منی كه با دست خالي و بدون حامی مقابل سنگين ترين حملات و فشارهاي برخی به ظاهر دوست و تعدادی اقتدارگرا ايستادگي كرده و آنها را در هم شكسته و عقب راندم، و قلب اقتدار کسانی را هدف گرفتم كه شاه بيت اقتدارشان يك چيز است : ترس آفريني.
کسانی که میگویند برای رسیدن به هدفشان هر وسیله ای توجیه پذیر است ، و رفاقت را خارج از سیاست میدانند و برای اینکه جلوی پیشرفت کسی را بگیرند از هیچ تهمتی دریغ نمیکنند ،کسانی که به هر عملی از قبیل کشتار، خیانت، ترور، تخلف و ... دست میزنند و هرگونه شیوهای حتی منافی اخلاق و شرف و عدالت و مردانگی برای رسیدن به هدفشان روا میدارند و آنگاه به بعضی ها هم میگویند دیکتاتور ، چه بسا که خودشان دیکتاتور زمانه هستند.
این کارها بر علیه من و میلیونها امثال من ،پله آخر كساني است كه از سياست تنها "النصر بالرعب" را آموخته اند.ولي پشت اين همه تهديد و ارعاب بيش از آنكه قدرت و اقتدار واقعي نهفته باشد، ترس نهفته است. كسي كه بيش از همه تهديد مي كند، بيش از همه مي ترسد و اميد به اين بسته كه طرف مقابل از تهديدهايش بترسد و عقب نشيني كند. ولي واقعيت اينجاست كه اینان امكان و حتي شجاعت اجراي كامل و وسيع تهديداتشان را ندارند.
کما فی السابق میگویم که دوستان به ظاهر اصلاح طلب و اقتدارگرایان بی منطق ، تنش و دروغ و خشونت وسيع هزينه سنگيني را به شما تحميل خواهد كرد. از ريزش و مسئله دار شدن طرفدارانتان که کاملا مشهود است تا آبروريزي بيشتر و بن بست كامل در روابط سیاسی تان.
همه وقايع ماههاي اخير تجربيات ژرف و استثنائي اي را در حوزه هاي روانشناسي فردي و جمعي براي بنده و سایر اصلاح طلبان واقعی و حامیان جنبش سبز به ارمغان آورده است.در هم شكستن اين ترسهاي دروني، روح سبزها را پالايش مي كند و زيستشان را شفاف و روشن مي سازد.
دوستان سابقم کماکان خودم را اصلاح طلب معرفی خواهم کرد و به شما نیز توصیه میکنم که به شعار "چه کسی میخواهد من و تو ما نشویم" عمل کنید که اتحاد رمز پیروزیست و به راه اصلاح طلبی واقعی برگردید تا به حذف شدن از دایره اصلاحات مبتلا نشده اید .
و خطاب به اقتدارگرایان میگویم که به خواسته های قانونی ما تن بدهید تا اینکه به بن بست نرسیده اید.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر