۱۳۸۹ آبان ۲۳, یکشنبه

به بهانه یک ساله شدن وبلاگم

دقيقا يكسال پيش به اين موقع بعد از يك شب تا صبح فكر كردن تصميم گرفتم وبلاگ راه بندازم ، شروع كردم از خاطرات ستاد و مشاهدات روزانه نوشتم تا اينكه در ناباوري تمام انتخابات و مسائل بعد از اون پيش اومد و به راهي براي بيان نظراتم در آن خفقان و انسداد رسانه اي نياز داشتم كه وبلاگم به دادم رسيد و منو از اون گوشه نشيني نجات داد.

اين وبلاگ عزيزم شده بود خار چشم آقايان ، احضار شديم ، بازداشت شديم و بازجويي به خاطرش و خلاصه اينكه:

"ما براي اين كه وبلاگمان خانه ي خوبان شود خون دلها خورده ايم ، رنج دوران برده ايم"

از نظر بسیاری وبلاگ نویسی کار آدم های بیکار است. اما برای من نوشتن به شکلی دوستانه و به دور از تکلف های نوشتاری نشریات معمول راهی است برای اینکه حالم بهتر شود، دستم برای نوشتن گرم شود و خلاصه خیلی مسائل دیگر. در کل وبلاگ نویسی را خیلی دوست دارم. هیچ تصور نمی کردم روزی وبلاگم جزئی از زندگی من شود!

البته اين كه تا اينجا ادامه داديم و خواهيم داد فقط و فقط به خاطر بازديدهاي شما دوستان و سبز انديشان گرامي هست كه با كامنتهاي خودتون لطف ميكنين و منت رو سر ما ميزارين ، البته بگذريم كه بعضي ها هم كه عرصه را تنگ ميبينند به خودشون ميان و فحش و ناسزا ميدن ، اما ما هم سنگ پاي قزوينيم و از روو نميريم.

امیدوارم دوستانی که طی این مدت لطف کردند و به وبلاگم سر زدند نظرات خودشون و هر انتقاد و پيشنهادي که دارند بنویسند. نظرات همه را با کمال میل پذیرا هستم. حتی سخت ترین انتقادهای ممکن.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر